انتشار شماره 20 فصلنامه خیال

akhbar- khiyal20l.jpg

فصلنامه خیال یکی از مجلاتی است که بیشترین نزدیکی را با موضوعات نظری در حوزه انسان شناسی دارد و هر شماره آن حاوی یک یا چند مقاله مهم در این زمینه است. آخرین شماره این  مجله که با مدیریت مسئول  آقای میر حسین موسوی و با سردبیری آقای محمد پروری به وسیله فرهنگستان هنر  جمهوری اسلامی منتشر می شود و گروه  مشاوران علمی آن شامل آقایان منصور براهیمی، شهرام پازوکی، مهدی حسینی، امیر حسین ذکرگو، فرزان سجودی، ناصر فکوهی، مهرداد قیومی بیدهندی و ‌بهمن نامور مطلق است در شماره آخر خود مقالات زیر را در بر دارد که از این میان مقاله انسان شناسی  تئاتر یکی از مهم ترین منابع در این زمینه به شمار می آید.


خلاصه مقالات خیال شاره 20 را در زیر بخوانید.

هنر دینی در آینة متون کهن هند و آراء کوماراسوامی:   امیرحسین ذکرگو

هنگامی که به متون تاریخی و دینی هند رجوع می‌کنیم و به جستجوی ریشه‌های دینی هنر می‌پردازیم، اثری از مفاهیم زیباشناختی به تعبیر امروزی آن نمی‌یابیم. در عصر اوپانیشادها، زیبایی‌شناسی مشخص و روشنی به مفهوم علمی مستقل، که صرفاً متوجه وجوه صوری و روابط بصری آثار باشد، وجود نداشته است. در عوض، در نگرش هندویی متأخر، فعالیت هنری نوعی یوگاست و حس زیبایی‌شناسی از جنس مناسک روحانی در جستجوی خویشتن مطلق و وصول به حقیقت است. در سوتراها و دیگر متون حماسی سده‌های چهارم تا اول پیش از میلاد، که شامل مواردی مبسوط در توضیح دیدگاه هنری هندویی‌اند، اهمیت وجه روحانی چندان است که افراد از رقص و آواز و نواختن آلات موسیقی منع می‌شوند و معماران و بازیگران و خوانندگان انسانهایی بی‌مقدار و حتی در ردیف روسپیان درباری ‌شمرده می‌شوند. با گذر زمان و برجسته شدن نقش هنرهای دینی به منزلة واسطه‌های مهم مناسک عبادی و نیایشهای فردی، تعریف و جایگاه هنر و هنرمند دستخوش تحول شد. خیلی زود دریافته شد که نوع تمرکز هنرمند در حال خلق اثر هنری (شمایل) از سنخ تمرکز یوگایی است. این تغییر نگاه به جایگاه هنر در مکتوبات دینی متأخرتر منعکس شده است. ضرورت بهرة معنوی هنرمند در آمادگی برای آفرینش هنری در دعاهایی که در متون تجویز شده نیز قید گشته است. در متون بودایی نیز آمده که هنرمند باید پس از تزکیة آیینی راهی خلوت شود و عزلت گزیند و آداب هفت آیین را به جای آورد و چهار حال نامتناهی را تصدیق کند.

    انسان‌شناسی تئاتر   : یوجینیو باربا - مجید اخگر  
این مقاله ترجمة فصلی از کتاب فرهنگ انسان‌شناسی تئاتر است. در ابتدای این فصل، باربا انسان‌شناسی تئاتر را تعریف می‌کند: مطالعة رفتارهای اجتماعی ـ فرهنگی و نیز فیزیولوژیک انسان در موقعیتی اجرایی. به نظر او، اجراکنندگان سنتها و فرهنگهای مختلف از اصولی مشابه پیروی می‌کنندــ اصولی که می‌توان آنها را «مجموعه‌ای از توصیه‌های مفید» نامید. از موضوعات اصلی این مقاله رفتار روزمره و غیرروزمره یا، به تعبیری هندی، لوکادارمی و ناتیادارمی و تجلی آنها در کار اجراست. باربا در «تعادل پویا» به انرژی اجراکننده، فعال شدن آن در سطح پیش‌بیانی، معادلهای مفهوم انرژی در اجراهای شرقی، و نسبت فعال شدن انرژی با تعویض نقطة تعادل بدن (تعادل پویا) می‌پردازد. در «رقص تقابلها» نیز، کشمکش فنون بدنی روزمره و غیرروزمره و نمود آن در اجرا موضوع بحث است (در رقص بالیایی، تقابل کراس و مانیس). اما رقص تقابلها به واسطة حذف و ساده‌سازی عمل می‌کند؛ یعنی کنشها از زمینة خود جدا و بدین ترتیب آشکار می‌شوند. باربا با پرداختن به ایکبانا یا گل‌آرایی ژاپنی به نتایجی جالب می‌رسد؛ اینکه معانی انتزاعی از کار ظریف تحلیل و جابه‌جایی پدیده‌ها منتج می‌گردد و از امر انتزاعی نمی‌توان به امر انضمامی و عینی رسید. او با مثال ایکبانا نشان می‌دهد که چگونه نیروهایی که در زمان بالفعل می‌شوند معادل فضایی می‌یابند و این امر در اجرا با گسستن از فنون بدنی روزمره تحقق می‌یابد. بدن مصمم و داستانی در اجرای غربی و شرقی از دیگر مباحث این مقاله است. بحث با تبیین کانونهای انرژی اجراکننده (در تشدید و فعال‌سازی نیروهای دخیل در تعادل، در تقابلهایی که پویش حرکات را تعیین می‌کنند، در عملکرد ساده‌سازی و جانشینی که عناصر بنیادین کنش را برجسته و بدن را از فنون روزمره دور می‌سازند) و با طرح اهمیت بازی کردن در نقش جنس مخالف و بررسی اصطلاح شاکتی پایان می‌پذیرد. باربا مکرراً به انواع اجراهای شرقی (نو، کابوکی، کیوگن، اپرای پکن، بویو، رقص مالیایی، رقص هندی) و بعضی اجراهای غربی (مایم، باله) ارجاع می‌دهد.

  نقد تصویر   : اومبرتو اکو - فرهاد ساسانی  
«نقد تصویر» نخستین بار در سال 1970 در سیتماتیکز و سپس در سال 1982 در کتاب تفکر عکاسی چاپ شد. اکو در این مقالة موجز و فشرده ابتدا به این موضوعات اشاره می‌کند: نشانة شمایلی و خصوصیات شیء بازنمایی‌شده؛ نشانة شمایلی و بازتولید برخی از شرایط ادراک که مرتبط با رمزگانهای ادراکی عادی است؛ حاکم بودن رمزگانهای بازشناسی بر انتخاب شرایط ادراکی که به نشانة شمایلی ترانگاری می‌کنیم؛ تجسم یافتن صورت به منزلة دادة درک‌شده در ماده‌ای دیگر به واسطة نشانة شمایلی؛ مسئلة شباهت آنالوگ و دیجیتال؛ حاکم بودن رمزگان ادراک عادی بر همة کنشهای شناختی. اکو سپس خلاصه‌ای از رمزگانها را مطرح و به اجمال تبیین می‌کند: 1) رمزگانهای ادراکی؛ 2) رمزگانهای بازشناسی؛ 3) رمزگانهای انتقال؛ 4) رمزگانهای لحنی؛ 5) رمزگانهای شمایلی، شامل شکلها و نشانه‌ها و خرده‌معناها؛ 6) رمزگانهای شمایل‌نگارانه؛ 7) رمزگانهای ذوق و احساس؛ 8) رمزگانهای بلاغی، شامل صنایع بلاغی دیداری، گزاره‌های بلاغی دیداری، استدلالهای بلاغی دیداری؛ 9) رمزگانهای سبکی؛ 10) رمزگانهای ضمیر ناخودآگاه.
 
نقش محوری نقاشی ذن در مناسک چای ژاپنی   : بلیندا سوئیت - مهدی حسینی  
مراسم چای ژاپنی یا چانویو با گروهی از افراد (میزبان، دستیار او، چند کمک در آشپزخانه، پنج میهمان) و مجموعه‌ای از اشیا، شب‌هنگام یا صبح زود، برگزار می‌شود. اصول راهبر چانویو وا، سی، کی، جاکو (هماهنگی، احترام، خلوص، آرامش) است. وسایل این مراسم، که مهم‌ترین آنها طومار راهب ذن است، با منطق و هدفی خاص انتخاب می‌شود. مراسم چای و طریقت ذن از همان زمان ورود به ژاپن، اواخر قرن دوازدهم میلادی، در هم تنیده بوده است؛ ولی چانویو را راهب بزرگ ذن سِننو ریکیو در قرن شانزدهم میلادی به اوج شکوفایی رساند. در اینجا، پس از مرور تاریخچة استفاده از طومار در مراسم چای، دوازده طومار قدیمی معرفی و بررسی شده است: هر جفت از هشت طومار نخست مناسب استفاده در فصلی خاص از سال است و چهار طومار آخر در هر فصلی از سال و در مناسبتهای دیگر قابل استفاده است. هر یک از این طومارها یا در اتاق چای آویخته می‌شود یا در محل انتظار مهمانان. طومارهای معرفی‌شده اثر این افراد است: روزان اکو، بانریو، دیریو، کایمون زِنتاکو، چینگیو زویکو، اینزان ایین، ریگن اتو، هاکوین اکاکو، شونسو جُشو، مامیا ایشو، کاکوگان، ستسودو گنکو.

 تأملاتی در باب ترجمة متون نمایشی(متن و اجرا) : علی‌اکبر علیزاد  
متن نمایشی یا دراماتیک ماهیتاً اجرایی است. در نمایش، رابطة طرح و دیالوگ (گفتار شخصیتها) دیالکتیکی و دیالوگِ نمایشی اساساً نوعی کنش کلامی است. به علاوه، متن نمایشی زیرمتن دارد و اجرای صحیح آن منوط به کشف این زیرمتن است. از این رو، ترجمة متن نمایشی تفاوتهایی با ترجمة متن ادبی روایی دارد. در ایران، متون نمایشی غالباً بر اساس این سه پیش‌فرض نادرست ترجمه شده است: منفک بودن متن نمایشی از اجرا؛ مُجاز بودن مترجم به تفسیر و ترجمة متن مطابق ذوق و سلیقة خود و حتی لزوم این کار؛ ارجحیت زبان گفتاری شکسته بر دیگر سطوح زبان. البته در این حوزه ادعاهای جدیدی نیز مطرح شده است: طبیعی بودن شکستة گفتاری و غیرطبیعی بودن زبان رسمی؛ تأکید بر قابلیت زبان گفتار در برابر زبان نوشتار. بررسی و تحلیل این ‌فرضها و نیز آثار آنها اشکالاتشان را آشکار می‌سازد. در اینجا، قطعاتی از چند ترجمة مترجمان شناخته‌شدة ایرانی (احمدی، آشوری، رستگار، شادمان، شاملو، انور) از آثار مشهور غربی نقل و نقد شده است.

  نگاهی به نسیم طرب و تصحیح آن   : بابک خضرائی  
رسالة موسیقی نسیم طرب (متعلق به قرن دهم هجری قمری) اثر مؤلفی ناشناخته به نام «نسیمی» است. این رساله با مقدمه و تصحیح امیرحسین پورجوادی و به همت انتشارات فرهنگستان هنر در سال 1385 چاپ و منتشر شده است. نویسندة مقالة حاضر، پس از مرور و معرفی اجمالیِ رسالة نسیم طرب و ذکر مطالب بدیع و مهم آن، نکاتی در باب رساله و تصحیح آن بیان کرده و به روابط شعبه‌ها و مقامها (با توجه به رسالات موسیقی بنائی و امیرخان گرجی) ، نقره و ارکان ایقاعی، و دوری یا دور اساس پرداخته است.

 

برای ورود به سایت این مجله در اینجا کلیک کنید. 

 

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.