جغرافیای سیاسی جنبش و انقلاب جنگل(8)(ناصر عظیمی دوبخشری)

maghaleh-jangal-7.jpg

 

  Nazimi_db@yahoo.com   

 

بخش هشتم 

اشاره: چنان که دیدیم  دولت احسان الله خان بالاخره با کمک مستقیم ارتش سرخ توانست قزاقهای تحت فرمان استاروسلسکی را برای بار دوم در اول آبان 1299به عقب نشینی از رشت وا دارد ومرکز حکومت بلشویکی خودرا به رغم تحمل خرابی بسیار وفراربیش از نیمی از ساکنان آن دوباره پس بگیرد.بدین ترتیب اکنون دیگر پی آمدهای سیاست«گذر از کوچک خان» توسط بلشویکها و آشکار شدن ظرفیتهای دینامیسم تحول درجامعه ایرانی به خوبی رخ نموده بود.این که جامعه سنتی ایران نه فقط آمادگی پذیرش جامعه سوسیالیستی رانداشت بلکه پذیرش یک انقلاب ملی – دموکراتیک نیز درآن مستلزم پشت سرنهادن موانع بسیاربود.ابن تحولات یکباردیگر به خوبی نشان می داد که سیاست،تحقق ممکن هاست ونه تحقق آرمان ها. سیاست «گذر از کوچک خان» عینا از تزهای لنینی آوریل او گرته برداری شده     بود که درآن «گذرازکرنسکی»(نخست وزیر موقت انقلاب اول روسیه)دردستورکارقرارگرفت. اگرآن تزها توانست درروسیه دست کم ،دست آوردهای نظامی وسیاسی تاپایان سال1920 برای مجریان آن به ارمغان آورد،درانقلاب جنگل چیری جز شکست وخانه خرابی به ویژه دررشت ، پی آمد دیگری نداشت. بنابراین دولت پس از بازگشت مجدد به رشت لازم دید کابینه خودرایا عناصر غیرحزب بلشویک اما باتمایل به بلشویسم ترمیم وروابط خودرابا کوچک خان که درتبعیدی خودخواسته در فومنات به سر می برد به هرصورتی شده بهبود بخشد.


دودوست قدر شناسند حق صحبت را !
 چنان که گفتیم کابینه دولت تغییرکرد و سه تن از اعضاءحزب کمونیست  ایران (عدالت) یعنی جوادزاده(پیشه وری)کمیسرداخله،بهرام آقایف(کمیسردادگستری)ورضا آقازاده(کمبسر فوائد عامه)پای خودرااز دولت احسان کنارکشیدند.ما نمی دانیم که دلیل اصلی این کناررفتن چه بوده است ولی احتمالا باید به خاطر اختلاف نظرهایی باشد که پس از شکست های تئوری ها وتاکتیک های  حزب در تابستان وپاییز منجر به انشعابی  دردرو ن این حزب شده بود وکمیته مرکزی موسوم به کمیته مرکزی دوم پس از گنگره شرق در شهریور1299 درباکو شکل گرفته بود.. درهر حال دولت جدید احسان الله خان با افرادزیرتشکیل شد:
         امین السلطان                 کمیسر امورداخلی
         سردار محیی                 کمیسر پست وتلگراف
        حاجی محمد کنگاوری      کمیسر مالیات     
        امین قزوینی                  کمیسر تجارت
       رضا خواجوی                 کمیسر امورکشاورزی
       خالوقربان                      کمیسر جنگ
       حسین جودت               کمیسر فرهنگ
      احسان الله خان                سرکمیسر وکمیسر امورخارجی(رواسانی ، پیشین ،ص195).
    پیداست که پس از کوشش های پنهانی زیاد ودرسایه بودن های طولانی، سرانجام سردارمحیی خود را به عالی ترین مناصب قدرت دولت انقلابی جدیدبالاکشید.سردار محیی وبرادرش عمید السلطان ازدوره ی مشروطیت وبه ویژه به هنگام حمله ی مجاهدین به تهران با کوچک خان اختلاف ودشمنی دیرینه داشتند.سردارمحیی دراین انقلاب چهره ی پررمزورازی به خود گرفت‌ومتهم است که نقش یک بلشویک افراطی را برای بدنام کردن آن هابازی‌‌کرده است(یحیی دولت آبادی 1361 صص151-155).       
    درهرحال تشکیل دولت جدید ودور ماندن اعضای حزب کمونیست از آن خودنشانه ای بود از این که دولت احسان الله خان سیاستهای جدیدی را درپیش می گیرد. در14آبان سال 1299خورشیدی یعنی دوهفته پس از بازگشت به رشت وتصرف دو  باره ی آن ، احسان وخالوقربان از فرهنگٍِ نامه نگاری رایج دراین انقلاب، استفاده کردند ونامه ای با شعر«دودوست قدر شناسند حق صحبت را - که مدتی ببریدند وباز پیوستند»که دربالای آن حک شده بود، ضمن گله گذاری از کوچک خان ، به وضوح ،تمایل به آشتی نشان دادند. کوچک خان نیز که اصولاخصلت کینه جویی نداشت وهمانند اغلب گیلانی‌هاصلح‌ طلب ومسالمت جوبود درپا سخی مفصل به آن ها، نامه اش را بااین جمله به پایان برد:«به همة دوستان قدیم خواه علاقة قلبیشان باقی باشد وخواه نباشد تقدیم ارادت می نمایم»(فخرایی،ص218-226) . بدین ترتیب کوچک خان نیزرا‌ه مذاکره وآشتی را آشکاراگشود. و« بعداز تبادل نامه های مزبور نوبت به ملاقات رسید.خالو قربان واحسان الله خان برای دبدار به فومن رفتند»(همان ؛ص326). درنتیجه دو طرف که هرکدام درقلمروهای سیاسی خود حاکمیت داشتند،از تخاصم وجنگ سرد دست کم به صورت علنی وخصمانه دست برداشتند.
   اما گفتگوها پس ازدشمنی‌ها و سوء‌ظن های حادی که  پیش آمده بود به کندی پیش رفت .به طوری که تمام اسناد منتشر شده دراین زمینه گویای نه اتحادی بین دوطرف بود ونه وقایع وحادثه ی مهمی.این وضعیت تا بهارسال1300ادامه یافت.درواقع  رکود وبی عملی سیاسی از هردوجناح انقلاب جنگل درزمستان1299 خورشیدی که گویاسال پرباران وبرفی نیز بوده ،حاکم شده بود.ما می دانیم که پس از برگشت بلشویکها به رشت دراوایل آبان ،گروه زیادی ازسربازان ارتش سرخ که عمدتا از آذربایجان آورده شده بودند، برای جلوگیری از حملات دوباره ی دولت و تکرارفاجعه ی تابستان وپائیز درشهر رشت استقراریافتند. این افراد بیشتر درخانه هایی مستقرشدندکه ساکنان آن ازشهرفرارکرده ،به شهرهای دوری نظیر قزوین وتهران رفته واز بازگشت به شهر امتناع کرده بودند.گزارش ها نشان می دهد که افراد ساکن دراین خانه ها برای دورماندن از سرمای زمستان، درب وپنجره ی خانه‌های خالی رابرای‌سوخت سوزانده ومصرف می کردند(نگاه کنید به: یقیکیان وگیلک).درواقع ویرانی شهر با وقوع جنگ وآتش سوزی در ماه های گذشته بازهم افزونتر شد.بدیهی بود این روندتخریب برروح وروان مردم بازهم تاثیر منفی بیشتری می گذاشت.درهمین حال تعدادی از منازل نیز تبدیل به نمایشگاه،سینما،قرائت خانه وغیره شد واز آذربایجان عده ای به نام بازیگر واردشهر رشت شدند»(محمد علی گیلک،ص413).به نظر می رسید دولت درصدد بازگرداندن روحیه ی از دست رفته ی مردم واحیای زندگی وفعالیت به شهررشت یعنی قلب اقتصادی ،احتماعی – سیاسی دولت بود.درسوی دیگر جنگلیها بیشتر درتثبیت مواضع خوددرغرب گیلان یعنی جایی که توسط ارتش سرخ وبلشویکها محاصره شده ،سرگرم کارهای روزمره ی خود بودند و جلوه ای از اقدامات آنهادرشرق رودخانه ی پسیخان نمایان نبود.
     درهرحال به رغم سردی بین گروه های انقلاب وآرامش زمستان سال 1299 خورشیدی که پس از تحولات سریع ،پرحادثه وتوفانی چهار ماهه ی گذشته روی می داد، درجبهه ی روابط خارجی،دولت ایران ودولت شوروی سخت درتدارک آشتی با دشمنان سابق بودند.برای آنها زمستانِ گرم وپرجنب وجوشی درمیان بود. شوروی ها هم دوستی با دولت ایران وهم دولت انگلیس را دردستور کارقرارداده بودند.چنان که می دانیم درآغاز سال1921(زمستان1299) پس از آن که حوادث فاجعه‌بارقحطی وجنگ درسراسرروسیه  منجربه تلف شدن بیش از5میلیون نفردراین کشور جنگ زده شد،قیام های ضدبلشویکی دراثر سیاست معروف به سیاست« کمونیسم جنگی» به تدریج افزایش یافت وسبب شدتالنین درسیاستهای گذشته از همه سوتجدید نظر نماید.از جمله درسیاست خارجی خود،تخاصم با دول سرمایه داری رابه همزیستی مسالمت آمیزترجیح داد.لنین به این نتیجه رسیده بود که رشد ناموزون سیاسی – اقتصادی که از قوانین مطلق سرمایه داری است،موجب شده تا پیروزی سوسیالیسم دریک کشورتحقق یاید ونه آن گونه که مارکس پیش بینی کرده بود  به طور همزمان در تمام کشورهای توسعه یافته ی سرمایه داری.ازاین رو اوازتوهم انقلاب درغرب وشرق عالم که قبلا سخت بدان اعتقاد داشت ودرجهت صدورآن کوشش فراوان می نمود،روی برگرداند وبه این نتیجه رسید که بهتر است برای بقای سوسیالیسم دریک کشورتلاش کند.حاصل این تغییر سیاست درپیش گرفتن سیاست همزیستی مسالمت آمیز با کشورهای امپریالیستی وسرمایه داری بود.برپایه ی چنین تزی ،برخلاف گذشته روابط همزیستی مسالمت آمیز جای سیاست‌صدورانقلاب درشرق ورهایی ملل شرق از چنگال امپریالیسم انگلستان راگرفت.این روابط نه تنها دیگرزشت تلقی نمی شد بلکه عقدقراردادباانگلستان آن گونه که مورخین رسمی شوروی اعلام کرده اند یک پیروزی بزرگ! برای اتحاد‌شوروی محسوب می شد:«امضای‌قرارداد بازرگانی‌با انگلستان درمارس1921[اسفند1299]نخستین پیروزی بزرگ سیاست همزیستی مسالمت آمیز بود که دولت شوروی مصرانه آنرا تعقیب می کرد. اتحاد شوروی از این طریق نخستین مورد از شناسایی دوفاکتوی خودرابوسیلة یکی از برجسته ترین کشورهای سرمایه داری بدست آورد.این قرارداد پیروزمندانه،برای هردوطرفِ پیمان، سودبخش بود.روسیه می توانست ماشین آلات وتجهیزات مورد نیاز خودرا وارد کند وانگلستان که به گفتة لوید جورج درسال 1920مغازه ای بود که خریداران دائمی آن ورشکست شده بودند،مشتریان جدیدی بدست می آورد.
     اتحاد شوروی وانگلستان با اعادة مناسبات بازرگانی – سیاسی متعهد شدندکه ازهر گونه اقدام وتبلیغ خصمانه علیه یکدیگر احتراز جویند.اتحاد شوروی برای قرارداد بازرگانی خود با انگلستان اهمیت بسیار قائل بود. لنین براین احتجاج بود که این پیمان روزنه ای به دنیای سرمایه‌داری باز کرده است»(تاریخ شوروی ،س.س.لک وهمکاران،ص297-298تاکیدازماست ).پیمان شوروی وانگلیس که دراسفند سال1299خورشیدی منعقد شد،چنان که نویسندگان رسمی شوروی گفته اند موجب شد تا روابط خصمانه ی قبلی از بین رفته وحتا تبلیغ خصمانه علیه یکدیگر دست کم به صورت موقت خاتمه یافت.فراموش نکنیم که در چند ماه پیش از آن یعنی درشهریور همین سالِ1299گنگره شرق با شرکت گسترده ی احزاب کمونیستی  واعضاء آنها درباکو تشکیل شده بود تا راهی برای پیشرفت انقلاب در شرق یعنی   حوزه ی نفوذ انگلستان بیابد.اما اکنون منافع ملی دولت شوروی ضرورت دیگری را پیش پای این دولت قرارمی داد که از منظر سیاست(ونه لزوما اخلاق) نمی توان به آن خرده گرفت. چیزی را که می توان به آن خرده گرفت این پندار بود که به شکل ساده سازی آرمانگرایانه ا ی توسط حزب کمونیست عدالت وجناج بلشویکی جنگلیان (دولت احسان الله خان)مفروض شده بودکه گویامنافع انترناسیونالیستی برای دولت شوروی برمنافع ملی آن ارجحیت دارد.
   در هرحال پیش از قرارداد شوروی وانگلستان یعنی در 6 اسفند1299خورشیدی قرارداد معروف به قرارداد دوستی شوروی باایران نیزانعقاد یافت. مذاکره ی دولت شوروی برای عقد قرارداد ورابطه با دولت ایران پس از روی کارآمدن مشیرالدوله درتیرماه 1299خورشیدی(ژوئیه ی 1920) یعنی یک ماه پس از روی کارآمدن دولت انقلابی جنگل آغاز شده بود.مشیرالدوله که فرد بالنسبه مورد اعتماد آزادیخواهان  ومشروطه خواهان بود، وجهه ی ملی داشت.برقراری ارتباط ومذاکره ی  او با جنگلیها یکی ازموضوعات اصلی اختلاف جناح بلشویکی انقلاب با جنگلیها بوددرحالیکه درهمان زمان او با دولت شوروی نیز درحال مذاکره بود..درهرحال دولت جدید روسیه ی شوروی پس از به دست گرفتن دولت توسط مشیرالدوله درایران و رفتن وثوق الدوله ،اطلاع داد که می خواهد باایران رابطه‌ی دیپلوماتیک داشته باشد.یادآوری کنیم که دراین زمان به کوشش دولت انگلیس ،دولت شوروی سوسیالیستی هنوز از طرف ایران به رسمیت شناخته نشده وارتباط دیپلوماتیک بین دوکشوروجود نداشت. وقوع جنگ داخلی درروسیه نیز هنوز  دولت ایران را متقاعد نکرده بود که بلشویکها بتوانند موقعیت خودرا برروسیه تثبیت کنند. اما پس از حاکمیت کامل دولت بلشویکی برروسیه پس از پیروز بیرون آمدن از جنگ داخلی سه ساله دراواسط1920،اکنون دولت ایران می توانست مطمئن باشد که با دولت پایداری روبروست .بعلاوه دولت مرکزی با عقد قرارداد می توانست دولت شوروی را از حمایت های لجستیکی انقلابیون گیلانی به ویژه جناح بلشویکی آن محروم سازد. از این رو دولت جدید ایران (مشیرالدوله)بلافاصله به درخواست‌شوروی پاسخ مثبت دادودرژوئیه ی همان سال (تیر ماه 1299)نماینده ی‌خود علی قلی‌خان انصاری(مشاورالممالک)راکه قبلا درروسیه به عنوان دیپلمات ایرانی حضورداشت ،برای مذاکره تعیین وماموربررسی زمینه‌های عقدقراردادروانه مسکو کرد.اما ظاهرا به دلیل درگیری های شدیدی‌که پس از این بین قوای دولتی وانقلابیون  وارتش سرخ درگیلان درجریان بود ،این گفتگوها پیشرفت چندانی نداشت.از آبان 1299که دولت ایران دردوجنگ خود با انقلابیون جنگل نتوانست به پیروزی عمده ای دست یابدویکی از دلایل اصلی آن نیز حمایت دولت شوروی از دولت بلشویکی مستقر دررشت بود،مذاکره با دولت شوروی به جد دردستور کارقرارداده شدوسرانجام قراردادموسوم‌به قرارداددوستی‌ایران و‌شوروی در26فوریه1921(6 اسفند1299)یعنی تنهاسه روزبعدازکودتای سوم حوت ( اسفند)رضاخان به امضاء رسید.نیازٍ دولت شوروی به این روابط چنان مهم واساسی بودکه درقرارداد منعقده،ضمن آن که دولت شوروی از هرگونه حمایت از انقلابیون جنگل منع شده بود، امتیازات زیادی نیزبه ایران داده شد.
    همچنین دراواخر همین زمستان بود که یکی ازمهمترین تحولات تاریخ معاصرایران شکل گرفت ودرآن یکی از فرماندهان ایرانیٍ قزاق های دولتی یعنی رضا خان میر پنج با کودتایی به همراه‌سید ضیاء الدین‌ قدرت را به دست گرفتند ومنشاءتحولات جدیدی دربرخورد دولت مرکزی ایران با انقلاب جنگل شدند.انگلستان با تمام قوا  به حاکمیت یک قدرت سیاسی متمرکزدرایران به منظورسرکوب جنبش های انقلابی که درتمام نوار شمالی کشوربا الهام از انقلاب اکتبر وکمک مادی ومعنوی از این انقلاب درحال گسترش بود،تمایل داشت.دولت شوروی نیز اکنون نیاز به آرامش درنوارجنوبی کشور خود به منظور استحکام بیشتر موقعیت خود درداخل وخارج داشت.زمستان با این تحولات ناخوشایند برای انقلاب جنگل به پایان رسید.

پایان بخش هشتم - ادامه دارد

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.