فهرست
- آیا این خطر وجود دارد که تفاوت میان دو جنس از میان برود؟ - والدین نمی توانند این تفاوت ها را به طور کامل از میان بردارند. ولی می توانند ( برای نمونه در مورد دوجنسیتی ها) آموختن مردانگی را به تاخیر بیاندازند، مردانگی ای که بهر سو در لحظه تولد امری بدیهی به شمار نمی آید. و وقتی والدین به صورتی وسواس گونه بخواهند پسران و دختران را به یک صورت تربیت کنند، کار به فاجعه ای می کشد که من در نزد یک روانشناس آمریکایی که تجربه این امر را کرده بود، شاهدش بودم... ادامه مطلب
- آیا به نظر شما بحران هویتی به بحران اقتصادی مربوط نمی شود؟ بحرانی که مردان را به بیکاری می کشاند، آیا سبب نمی شود که آنها در رابطه با کارشان ویژگی یابند؟ - نه، زیرا بحرانی که من از آن صحبت می کنم به روان شناسی مربوط می شود و نه جامعه شناسی. این یک واقعیت است که ما در دوران بحران هستیم، که بسیاری از مردان بالای پنجاه سال امروز در بیکاری هستند، و غیره. اما ولو آنکه این امر پی آمدی هایی بر احساس هویت آنها داشته باشد، این منشاء مسئله نیست. من بخشی از کتابم را که در آن به هویت مرد در تاریخ پرداخته بودم از آن خارج کردم. .. ادامه مطلب
توضیح دادهاید که کارکرد نولیبرالیسم قبل از هر چیز بازتوزیع ثروت است نه خلق آن، آنچه شما «انباشت سرمایه از طریق سلب مالکیت» نه انباشت با گسترش کار دستمزدی مینامید. برخی اشکال متعدد انباشت از طریق سلب مالکیت را بیان کنید. - به نظر من، انباشت از طریق سلب مالکیت مفهوم بسیار مهمی است. و صرفاً در کشورهای پیرامونی اقتصاد جهانی سرمایهداری کاربرد ندارد. برای مثال، در مکزیک، اصلاح نظام ارضی، خصوصیسازی زمین، بسیاری از زارعان را از زمین جداساخت. نتیجه این بود که زمین به افراد کمشماری تعلق یافت... ادامه مطلب
- مشاهده آنکه نقاط مشترکی بین دو جنس وجود دارد شما را به نوشتن «یکی و دیگری» رساند. و در این کتاب شما به یک نتیجه گیری عجیب رسیده اید: اگر خواسته باشیم که برابری میان دو جنس به وجود بیاید باید آن دو به هویت یکسانی برسند. - شما استدلال مرا واژگون کرده اید. من می گویم اگر ما خواسته باشیم الگوی جامعه ای را اختیار کنیم که در آن برابری میان دو جنس وجود داشته باشد، ضرورتا به شباهت میان دو جنس خواهیم رسید. برابری دو جنس یک هدف سیاسی است و یک نوع خواست عدالت که به حقوق بشر مربوط می شود. اما این برابری سبب نوعی شباهت عظیم میان دو جنس خواهد شد زیرا از خلال آن ما خواهیم توانست در عمل دوگانگی ماهیت جنسی موجودیت انسانی را ببینیم. .. ادامه مطلب
الیزابت بدنتر فیلسوف و تاریخ دان است. از وی شش کتاب به انتشار رسیده است [ تا سال 1992 تاریخ مصاحبه] که می توان آنها را در دو گروه قرار داد: از یک سو کتاب هایی نظری و از سوی دیگر زندگینامه های تاریخی. در میان کتاب های نظری بدنتر، کتاب «با افزودن عشق» به گشایش گروهی از مباحث منجر شد که بدنتر را به سرعت بدل به یکی از نظریه پردازان تراز اول در حوزه نقش های جنسیتی کرد. در این کتاب وی با تکیه بر گروهی از زنان( زنان بورژوازی یا نخبگان جامعه) تلاش می کند نشان دهد که برخی از زنان فاقد غریزه مادرانه هستند. با توجه به این نکته تمام گفتمان های مبتنی بر عشق «خودکار» مادر برای فرزندش که بر نوعی تعلق بیولوژیک استوارند، زیر سئوال می روند... ادامه مطلب
فرهنگ کنونی ایران و چشم اندازهای آن را بدون توجه به این چارچوب نمی توان تحلیل کرد و حتی باید از این نیز پیشتر رفت و گفت که بخش عمده مشکلات فرهنگی – اجتماعی ما در چشم اندازی لااقل پنجاه ساله در ارتباطی تنگاتنگ با دو موضوع «هویت های چند گانه» و «فضاهای چند کارکردی» قابل تعریف هستند. با توجه به این نکته بود که پیش از هر چیز تصمیم گرفتم که پایه های نظری برای بنیان گذاری رشته انسان شناسی شهری در ایران را فراهم بیاورم. رشته ای که نه در دانشگاه های ما تدریس می شد و نه چندان مورد توجه حتی مردم شناسان و انسان شناسان بود. البته ناگفته نگذاریم که حتی در اروپا نیز این رشته ای جدید است و تنها آمریکاست که پیشنه ای پنجاه ساله در این زمینه دارد... ادامه مطلب
صبح بود و هوا تازه داشت روشن میشد، از قلعه منزلیا که خانه پدر بزرگم بود راه افتادیم و به منزل یکی از اقوام رفتیم. از آنجا هم با سه نفر از فامیلها حرکت کردیم به سمت مرکز شهر هرات. سوار اتوبوس که شدیم آقای راننده گفت برای اینکه راه درازی در پیشه و سلامت برسیم یک صلوات بفرستید. ما هم یک صلوات خوشگل فرستادیم. دیر و زود حرکت کردیم. از بیشتر محلهای افغانستان که سر راه بود گذشتیم تا به مرز رسیدیم. در مرز 2 یا 3 ساعتی معطل شدیم... ادامه مطلب
در باب امکان وجود جامعهشناسی ادبیات باید به تاریخ این علم مراجعه کرد، چون تاریخ جامعهشناسی ادبیات امکان آن را ثابت کرده است. نقشهی جامعهشناسی ادبیات خیلی گسترده است. آن چه در عالم واقع میبینید، کارهای عظیم لوکاچ، باختین، گلدمن و بوردیو، ثابت میکند که این علم تحقق پیدا کرده است. در ایران اما وضع فرق میکند و اصلا باید پرسش را به عقبتر برد و پرسید آیا جامعهشناسی به عنوان یک علم امکان وجود دارد؟... ادامه مطلب
برنامهی هماهنگی وجود داشت که در چند سطح عملی شد. به نظر من، نقطهی آغاز مقطعی بود که لوییس پاول که اندکی بعد از آن قاضی دیوان عالی شد، در 1971 به اتاق بازرگانی امریکا روانه شد. آنچه او گفت در عمل این بود که جو ضدتجاری در این کشور بیش از حد گسترش یافته است، ما به یک تلاش جمعی نیاز داریم تا این جو را وارونه سازیم. بعد از آن ما شاهد شکلگیری مجموعهی کاملی از اتاقهای فکر هستیم، انبوه منابع مالی سازمانهای مختلف که میکوشید بر سیاست عمومی تاثیرگذار باشد و از طریق رسانهها این کار را انجام میداد، از طریق اتاقهای فکر مبادرت به این کار کرد... ادامه مطلب
تا همین سالهای قبل که خیلی هم دور نیست، وقتی ما در دهه 60 درگیر جنگ بودیم، هیچ وقت شاهد برگزاری جشن چهارشنبه آخرسال با این همه صدا، نابهنجاری و در مجموع خشونت نبودیم. به نظر شما چه اتفاقی در این سالها افتاده که با وجود جنگ بچهها، جوانان و ... بیش از آنکه به فکر سر و صدا باشند به فکر برپایی و اجرای مراسمی چون پریدن از روی آتش، قاشقزنی و ... بودند. الان بیشتر شاهد برپایی میدان جنگ در خیابانها ها هستیم؟... ادامه مطلب
یکی از آثار مهمی که در سال اخیر در زمینهی اقتصاد سیاسی به زبان فارسی ترجمه شده است کتاب «تاریخچهی نولیبرالیسم» اثر دیوید هاروی، جغرافیدان و پژوهشگر برجستهی رادیکال است. دیوید هاروی در سال 1935 در انگلستان به دنیا آمد. تا اواسط دههی 1960 وی عمدتاً به جریان متعارف علوم اجتماعی نزدیک بود، از روشهای کمَی استفاده میکرد و در دانش متعارف جغرافیا و نظریهی پوزیتیویستی مشارکت داشت. وی در 1969 کتاب «تبیین در جغرافیا» را نوشت که به روششناسی و فلسفهی جغرافیا اختصاص داشت... ادامه مطلب
تأسفم این است که براى جوانهاى این روزگار، هرچه صحبت درین یادداشت کرده ام، همه اش گفتگو از مرحوم ها و درگذشتگان است ـ و این هم امرى طبیعى است که نوشته هشتاد سالگان از همین گونه است ـ و حتى در بعض کتابهایم وقتى من از کسانى یاد مى کنم ـ در نمونه غلط گیرى دوم، گاهى باید یکى دو کلمه مرحوم به بعضى اسم ها اضافه شود ـ سؤالات دهباشى ردیف مرتب داشت، ولى مخلص که آدم نامرتبى است ـ بدون توجه به نمرات ردیف همانطور «فلّه اى» هرچه به قلمش آید درین جواب مى نویسد... ادامه مطلب
به اعتقاد من، به جای سخن گفتن از نسبت «دین» و «مدرنیته» به شکل مفرد و انتزاعی، باید به ارتباط ادیان مختلف و مدرنیتههای چندگانه بپردازیم. اگر چنین کنیم، واضح است که دیگر نه با ارتباطی کلی، واحد، غیرمتغیر، روشن و بدون ابهام، بلکه بسته به زیرمتنهای (context) خاصی که دربارة آنها سخن میگوییم، با ارتباطی چندگانه، متغیر، چندسویه و پیچیده مواجهیم. برای مثال، در اغلب مناطق اروپا، دین و مدرنیته ناسازگار بودهاند. مدرنیتة اروپایی به عنوان پروژهای که ریشه در روشنگری فرانسوی دارد، تا حد زیادی خود را در تقابل با دین و به مثابه «فرآیندِ رهایی از دین» تعریف کردهاست... ادامه مطلب
فدریکو گارسیا لورکا در ۱۰ ژوئن سال ۱۹۳۶میلادی پای صحبت دوستِ کاریکاتوریستِ عاصی و بیپروای خود، «لوئیس باگاریا»[۱] مینشیند و این دو، از هنر و شعر میگویند و از ترانههای کولیها و از معنای خوشبختی و درک این جهان و دریافت آن جهان. باگاریا یکی از بهترین و مشهورترین کاریکاتوریستهای سیاسی آن دوران بود که با روزنامه «اِل سول» همکاری میکرد. گفتوگوی باگاریا با لورکا هم در همین روزنامه منتشر شد. این گفتوگو نه تنها آخرین، بلکه گیراترین و شاید مهمترین گفتوگویی است که لورکا انجام داد. حتی برخی براین باورند که سخنان لورکا در این گفتوگو، بدخواهان و دشمنان او را بیش از پیش بهخشم آورد و آنان را برآن داشت تا هر چه زودتر صدای شاعر را خاموش کنند؛ چنانکه دو ماه پس از انتشار این گفتوگو، در ۱۸ ماه اوت ۱۹۳۶، لورکا را بهدست جوخهی اعدام سپردند... ادامه مطلب
ترجمه یکی از رایج ترین اشکال انتقال و اشاعه فرهنگی است و از این رو همواره در تاریخ انسان نقشی اساسی بر دوش داشته است، جوامع انسانی از زمانی واقعا به آن چیزی که ما امروز «فرهنگی» یا «انسانی» می نامیم دست می یابند و از زمانی واقعا می توان شاهد گسستی آشکار میان آنها و جوامع جانوری شد که توانستند دستگاه قدرتمندی در ساخت نماد و تبیین و تحول و اعتلای نمادها برای ایجاد بازنمودهای اجتماعی هر چه پر بار تری بسازند، دستگاهی که همان زبان است و از این هنگام این جوامع در تماس با یکدیگر و برای تاثیر گذاری و گرفتن و یا دادن به یکدیگر و مبادله فرهنگی میان هم نیاز به ابزارهایی داشتند که مهم ترین و موثرترین آنها ابزار ترجمه بود... ادامه مطلب
پدرم قاضى دادگسترى بود. در بدو استخدام ازدواج کرد و با مادرم به سمت دادیار دادسراى اصفهان به آن شهر رفتند و من در همانجا - در خانهاى در کوچهاى نزدیک میدان نقش جهان، بین کاخ چهل ستون و کاخ هشت بهشت، که از آقاى رضاقلى خان برومند از محترمین اصفهان اجاره کرده بودند - به دنیا آمدم. خانه قدیمى زیبایى بود که هر وقت بعدها به اصفهان سفر مىکردم، به دیدن آن مىرفتم. خانه را بعداً ورثه فروختند به وزارت بهدارى و بهداشت. وزارتخانه اول آن را تبدیل کرد به داروخانه شبانهروزى و بعد بىهیچ توجهى به ارزش تاریخى آن، متأسفانه خراب کرد و به نحو چشمآزارى در آن منطقه تاریخى به صورت پیکرهاى از بتون و آهن درآورد... ادامه مطلب
جناب آقای فانی، ابتدا کمی درباره خودتان و زمینه تحصیلی و حرفه ای تان بگویید. چطور شد که از دنیای ترجمه و نشر سر در آوردید؟ الان چه میکنید؟ بنده در 25 فروردین ماه 1323 در باب الجنه قزوین متولد شدم. خیلی زود شیفته کتاب خواندن شدم. از همان سالهای اول دبستان در این وادی لغزان و لغزنده افتادم. در آن زمان هنوز ادبیات کودکان رسم نشده بود. ناگزیر کودک کتابخوان همان کتابهایی را میخواند که بزرگسالان میخواندند. در قزوین کتابخانه عمومی وجود نداشت. یکی دو تا مغازه یا در واقع دکه کتابفروشی بود که کتاب کرایه میدادند، شبی یک قران... ادامه مطلب
تحقیق درباره پژوهشگران معاصر ایران: (...)هوشنگ اتحاد (...)متولد اردیبهشت 1317 در شهر بابل است. درمقدمه جلد اول «پژوهشگران معاصر ایران» مىنویسد، بنیاد تعلیمات من از مادرم است که هنردوست بود و به تحصیل ارجمىنهاد. همچنین سالهاى تحصیل در دبیرستان رهنما وجود دبیران دلسوز و دانشمندى نظیرآقایان سیدمهدى بهبهانىنیا و حسینقلى نیسارى در اعتلاى معلومات ادبى او و دیگر شاگردانتأثیر بسزا داشته است. هوشنگ اتحاد در ادامه تحصیلاتش موفق مىشود دوره مهندسىفوقلیسانس در رشته کشاورزى را بگذراند. .. ادامه مطلب
اما از آثارتان برمیآید که شما اهمیت بیشتری برای انسجام موضع نظری قائلید و تصور میکنم با تلقی کاملاً پراگماتیستی و ابزارگرایانه از نظریهها باید مشکل داشته باشید. منظورم از نگاه ابزارگرایانه به نظریههای جامعهشناختی این است که بر اساس نوع و سطح موضوعی که مطالعه میکنیم از میان نظریههای موجود نظریهای که بیشتر به کار میآید را برگیریم. برای مثال برای مطالعة جهانیشدن به سراغ نظریة جهانیشدن بک و گیدنز برویم و برای مطالعة دیگری در باب آسیبهای فرهنگی و هویتی از نظریة آسیبهای فرهنگی شما در جامعهشناسی فرهنگی استفاده کنیم ... ادامه مطلب
بسیاری از دانشجویان ایرانی علوم اجتماعی که به منابع جدیدتر دسترسی کمتری دارند، هنوز تصور میکنند بازیگران اصلی نظریة جامعهشناسی، کارکردگرایان، کنش متقابلیها، ساختارگرایان و چپهای قدیم (از مارکسیستها تا فرانکفورتیها) و امثالهم هستند. اما به نظر میرسد که در سطح جهانی علاوه بر ورود اشکال تکاملیافتهتر این رویکردهای نظری و همچنین تأثیرگذارتر شدن نظریههای ترکیبی، امروزه جریانهای نظری جامعهشناسی بیشتر حول شخصیتهایی چون بوردیو، شما، گیدنز، ترنر، بک، هابرماس، کالینز، کاستلز و دیگران شکل گرفته است و... ادامه مطلب